غزلغزل، تا این لحظه: 16 سال و 28 روز سن داره

دختر آرزوهای من

خاطرات من و غزل

1389/12/26 23:55
نویسنده : مامان غزل
1,674 بازدید
اشتراک گذاری

 

 خدمات وبلاگ نويسان جوان              www.zibasazi.bahar-20.comخدمات وبلاگ نويسان جوان              www.zibasazi.bahar-20.comخدمات وبلاگ نويسان جوان              www.zibasazi.bahar-20.com

غزل خانم مامانی این سومین باره که امشب من میخوام اولین خاطرمونو تو این وب بگذارم اما نمیدونم چرا پاک میشه عسل مامان از همون شبی  که اومدی {۱ بامداد ۱۷.۷ ۸۹} یه جلوه ی تازه ای به زندگیمون بخشیدی عزیز دلم منو بابا عاشقانه دوستت داریم و از بودنت کنارمون خدا رو صد هزار مرتبه شاکریم غزل گلم تو خیلی واسه هممون عزیزی .بخصوص که اولین نوه واولین نتیجه واولین خواهر زاده و اولین برادر زاده خونوادمونی.عزیزم از اونجایی که خیلی خوابت سبکه و خیلی کم میخوابی هیچ موفق نمی شم که بیام وخاطراتمونو ثبت کنم الان هم تا اومدم پای کامپیوتر بیدار شدی بنابر این مجبورم سریع  وخلاصه بگم.عزیزم ۳ روز دیگه میخوام ببرمت واکسن ۴ ماهگیتو بزنم و از این بابت دلم خیلی شور میزنه اخه دوست ندارم قدر سر سوزنی درد بکشی.{درد و بلات به جونم}

 عزیزم امروز و دیشب یه مقداری کسل بودم حتی دیشب با بابا دعوام شد امروز هم مامانی و خاله و بابا جون  اومدن بهت سر زدن با اونها هم جنگیدم .خدا کنه منو ببخشند .

 غزل خانم شبی که به دنیا اومدی مامانی به عنوان همراه اومد پیشمون ما هم اونقدر خوشحال بودیم یه ریز قربون صدقه ات میرفتیم  حتی تا صبح یک لحظه هم پلک نزدیم .من هم که سینه هام خالیه خالی بود نمیدونستم چی کنم هر وقت هم از پرستار میپرسیدم که چی بهت بدیم میگفت سینه تو بزار دهنش سینه های من هم خالیه خالی بود دریغ از یه قطره شیر خلاصه تو اون دو روزی که تو بیمارستان بودیم هیچی نخوردی .ناامید شده بودیم .........

یکشنبه صبح که مرخص شدیم اومدیم خونه عمه خاله مامان جون با اسفند دود اومدن به استقبالمون .خلاصه بعد از سه روز تازه گرسنه شده بودی و شروع کردی به گریه بالاخره مجبور شدیم وبهت شیر خشک دادیم .از اونجایی که هیچ شیری به شیر مادر نمیشه سعی کردیم که نا امید نشیم خلاصه عمه جانت اونقدر سینه هامو ماساژ داد

و اونقدر حوله داغ وحمام اب گرم رفتم که بعد از دو سه روز شیر به سینه هام اومد .اما تو دیگه سینه نمیگرفتی بالاخره با کمک یکی از اقوام و با تلاش بسیار بعد از ۱۲ روز سینه هامو گرفتی .تا الان هم به خواست خدا  شیر خودمو داری میخوری .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)